خلاصه داستان فیلم...
در يكي از بنادر جنوب صيادي(بندرمقام) شخصی به نام عاشور بزرگ ترين مرواريد را
صيد مي كند. سودجويان و دلالهاي مرواريد درصددند تا مرواريد را از چنگ او درآورند.
بين عاشور و دلال ها نزاع سختي در مي گيرد. عاشور ناخواسته يكي ازآن ها را به قتل
مي رساند و به همراه همسر و فرزندش مي گريزد . دلال هاي مرواريد با اجير كردن فردي
به تعقيب او مي پردازند. اهالي روستاي ساحلي ابتدا با عاشور همدردي مي كنند و سپس
همراه او بر ضد باند دلالان و سودجويان مي
شورند