موسیقی مردم شناسی ساز دمام درمناطق جنوبی ایران
آئینهای شادی
شاید یکی از کاربردهای مهم ساز « دهل دوسر » در موسیقی نواحی جنوب ، حضور آن در آئینهای شادی مردم جنوب نظیر آئین مولودی و یا شرکت آن در سایر قسمهای موسیقی بومی جنوب است . ارتباط آن با موسیقیهای نشاطآور مطربان جنوب از یک طرف و تنوع آن ، بسته به منطقه جغرافیایی ، دستهبندی و بحث راجع به آن را بسیار دشوار و مفصل ساخته است . به عنوان مثال در موسیقی بوشهر که به لحاظ غنا ، یکی از غنیترین موسیقی نواحی ایران محسوب میشود ، قطعات زیادی وجود دارند که « دمام » به عنوان یک ساز کوبهای ، نقش اساسی ایفا میکند . قطعاتی نظیر« چوپی بوشهری» و«شکی» که با نیجفتی و دمام نواخته میشوند یا فرمهای «مولودی» و «چوبی چهار دستمالی» همگی از فرمهای موسیقی بوشهر هستند که، دمام در آن حضور دارد .
در میان مناطقی که به آنها به جستجوی ساز دمام رفتیم ، یک محدوده جغرافیایی به لحاظ مردمشناسی آئینهای شادی ، بسیار جالب توجه و منحصر به فرد به نظر میرسید . گاوبندی یکی از شهرستانهای کوچک حد فاصل کنگان و بندرلنگه است . این شهرستان ، دارای بندرهای متعددی درحومه است که بندر مقام ، بندر نخیلو ، مچاهیل و … از آن جملهاند . طبیعت خشک و کویری ، مذهب سنی و در بعضی مناطق شافعی ، فرهنگ عربی ـ آفریقایی و … از خصوصیات این مناطق هستند . در حومه گاوبندی و بندرهای کوچک اطراف آن ، شغل اصلی مردم صید و صیادی است و گویی هنوز راههای زندگی شهری به این مناطق گشوده نشده است ، چه ، بعضی مناطق آن از داشتن جاده آسفالت نیز محروماند و همین است که باعث میشود فرهنگ این نقاط بیشتر از مهاجرین کشورهای عربی و آفریقایی تأثیرپذیرند نه از فرهنگ ایرانی و داخل کشور .
نوازندگان و مطربان این نواحی به دو دسته تقسیم میشوند : دستهای موسوم به «سیاهان» و دسته دیگر موسوم به« جتها» . جتها قومی هستند که زنگینپوست میباشند . نژاد آنها ، رنگ پوست و نوع پوشش آنها ، کولیها را تداعی میکند که بنا به روایتهای تاریخی ( و نه شاید مدارک مستدل ) این قوم از هند میآیند . سابقة حضور آنها در این مناطق به سالهای دور برمیگردد .موسیقی آنها شامل سازهای کوبهای یک طرفه ( که خود به آن « تیمپو » میگویند ) و نی ابنان است و نسبت به موسیقی سیاهان و کمتر مورد اقبال است . در حوالی کنگان اصطلاحاً به این موسیقی ،« سه تلو » میگویند .
و اما « سیاهان » ، منشأ آنها مشخص نیست . اما هر کدام در مورد اجداد خود چیزی میگویند . « ماجر» که از نوازندگان سیاه ، روستای مچاهیل است میگوید ، پدرش از جزیره « جزء » ( که در دریای سرخ و نزدیکی « جده » ) قرار دارد به این مناطق مهاجرت کرده است . پدر او تفنگچی محافظ شیوخ بوده است و برای محافظت از جان آنها با آنها به این بندر مهاجرت کرده و سپس در آنجا ساکن شده است . «سالم تهنون» نوازنده چیرهدست نیانبان بندر مقام ، میگوید که پدرش « کلّاف » بوده است ( لنجساز ) و آنها در بندر « چیرو » زندگی میکردهاند و سپس در دوران کودکی او ، آنها در این مناطق ساکن شدهاند . مشهورترین و زبردستترین نوازنده نیابنان در این مناطق ، « خماس » نام داشت . او چند سال پیش به علت بیماری ریه ، جان سپرد .« خماس » گروهی از سیاهان را هدایت میکرد که همراه با او دهل دوسر مینواختند . او حامل و حافظ نواهای قدیم سواحل جنوب از سالیان بسیار دور بود ، کسی که استادانی نظیر « سویدان مبروک مصباح» و « ابراهیم بوخلیل » از دوران کودکی او را آموزش داده بودند و سالیان ( شاید نزدیک به سی سال ) بود که او به همراه گروهی از سیاهان ، به مطربی و نوازندگی در این نواحی مشغول بودند . « خماس » آخرین بازمانده این دسته از سیاهان بود ، اما همچنان گروه مطربان سیاه در بندر مقام و مچاهیل به کار نوازندگی و مطربی مشغولند .
«مچاهیل» از روستاهای حومه بندر مقام است . روستایی با 12 خانوار که اکثراً سیاه وتعداد اندکی از «جت » ها هستند . شغل مردم این روستا ، تنها مطربی ونوازندگی است ، اما بعضی از کنار آن به صیادی ویا «دامداری» نیز می پردازند . اکثریت مردم این مناطق شافعی هستند و امام جماعت نیز ندارند اما مطربان وسیاهان ، درمیان آنها از ارزش پائین تری برخوردارند . هیچ کدام از سیاهان سواد خواندن ونوشتن ندارند و تنها یک «ملا» که آن هم سفید پوست است ، هرهفته به روستای آنها می رود تا به آنان «خواندن قرآن » بیاموزد . وقتی به روستاهایی نظیر «مچاهیل» می رسیم . این موضوع به ذهن ما خطور می کند که « موسیقی» درهرجایی ممکن است اتفاق بیفتد ، حتی درنقاطی که هیچ امکانات ارتباطی با تمدن شهری امروزی وجود ندارد. اینجا موسیقی دربدوی ترین شکل خود ، ایجاد می شود وموسیقی برای آنها نه تنها یک نیاز بلکه یک نوع زندگی است .
موسیقی که سیاهان اجرا می کنند، موسیقی مراسمات شادی وطرب است. درگذشته نه چندان دور این موسیقی خاص روزهای تولد بزرگان دین و مولودی ها بوده است. هنوز ، دربندر کنگان وسیراف ، نوازندگان نی انبان ودمام این موسیقی را به عنوان مولودی می شناسند ، هرچند آنچه آن ها می نوازند ، ازفرم بدوی آن که در«مچاهیل» و «مقام » رواج دارد فاصله بسیار دارد . سیاهان امروزه این موسیقی را درعروسی ها ختنه سورها وشادیهای دسته جمعی مردم منطقه اجرا می کنند . سازهای آنها شامل : نی انبان و 6 تا8 دهل دوسراست . همراه با نواختن رقص های مخصوصی همراه با موسیقی اجرا می شود که برای هرکدام برحسب شکل آن اسم خاصی دارند . برای مثال رقص « دلیل غراب» رقصی است که مردهای زن پوش با لباس زنها مانند کلاغ می پرند وهمراه بانی انبان ودمام ، می رقصند (احتمال می رود که درگذشته این رقص بوسیله زنها اجرا می شده ، که با توجه به بافت سنتی مذهبی این مناطق ، امروزه آن بوسیلة مردهای زن پوش اجرا می شود ) . رقص دیگری که به آن « لنگابی» گفته می شود توسط نوازنده نی انبان اجرا می شود که درآن نوازنده مانند « شتر» ی که روی زمین می غلتد ، روی زمین می غلتد ومی نوازد . تمامی نواها ورقصها از زندگی خود مردمان این مناطق گرفته شده است که ما را هرچه بیشتر به «بدوی» بودن ودست نخورده ماندن این موسیقی رهنمون می سازد . «شتر» در زندگی مردمان این مناطق نقش اساسی ایفا می کند و نوای « لنگابی» خود وام گرفته ازاین عنصر اساسی زندگی آنهاست .
ازنواهای معروفی که درهنگام اجرای مراسم نواخته می شود ، نوای موسوم به نوای «خمیری» است . نوای « خمیری» نوایی است که همه نوازندگان دهل ونی انبان با ان دم می گیرند ومی رقصند ومردم را همگی دعوت می کنند تا در رقص دسته جمعی شرکت کنند . این نوا ، درشروع مراسم نواخته می شود . ازدیگر آواهای مشهور مطربان سیاه می توان به نوای « دستمالی» ، «صاحب کاسه» ونوای« داربازی» اشاره کرد. سیاهان با نوای دستمالی رقصهایی را با دستمال انجام می دهند که شباهت چندانی به رقصهای دستمالی عشایر داخل ایران ندارد بلکه بیشتر به رقصهای بومیان آفریقا می ماند . نوای « صاحب کاسه» به این علت نامیده شده است که به طبل کوچکی به همراه دهل ها می نوازد ، «صاحب کاسه» می گویند . (این ظاهراً همان سازی است که دربندر لنگه به «مرواس» ودرقشم ومیناب وبندرعباس به « کسر» مشهور بود و درآئین دمام بوشهر « اشکون» کار آن را انجام می داد) نوای دیگر ، نوای «داربازی» است که همراه با آن رقصندگان به «چوب بازی » می پردازند . « چوب بازی» آن ها شباهت زیادی به «چوب بازی» عشایر فارسی دارد که مشخص نیست از آنها وام گرفته شده است یا خیر. مراسم شادی وعروسی سیاهان ، 2 روز و2 شب به طول می انجامد و آن ها دو روز ودوشب می نوازند . شب اول شامل حنابندان وسرتراشی وشب دوم ، مراسم عقد وعروسی است . «ماجد» نقل می کند که درگذشته نه چندان دور ، نوازندگان نی انبان ودهل ، برهند به نواختن می پرداختند ، اما اکنون سالهاست که بواسطه تغییر فرهنگ عامه مردم ، آنها دشداشه می پوشند . « دشداشه» لباس محلی «اعراب» است ، اما آنها به واسطه فرهنگ عربی آن را نمی پوشند ، بلکه می گویند ، چون راحت است آن را می پوشیم .
موسیقی درزندگی « سیاهان» این مناطق ، نقش اساسی ایفا می کند . « موسیقی» شغل اصلی آنهاست وشتربانی ودامداری وصیادی شغلهای فرعی آنها محسوب می شود . حتی درحین کار وبخصوص صیادی ، آنها موسیقی ها ونواهای بخصوصی اجرا می کنند که خود درنوع خود جالب توجه است مثلاً هنگام آئله (کشیدن توربه سمت قایق را اصطلاحاً آئله می گویند ) نوایی که همگی با هم می خوانند ، « حلیل المال» نام دارد . اشخاصی که برای کارصید به دریا می روند واحتیاج به کمک دارند با نوایی که «یاحی» نام دارد، مردم را به همکاری دعوت می کنند .
تناقض درفرهنگ چند قومی که دراین مناطق زندگی می کنند وهمزیستی آنها (به نحوی که سفید پوستان این مناطق فرهنگی اساساً مذهبی وسنتی دارند وسیاهان این سنتها را تا حدودی نادیده می گیرند وجت ها که اساساً فرهنگی غیرمذهبی دارند ) از نکات قابل توجه فرهنگ این مناطق است . موسیقی پایه واساس درفرهنگ عامه این مناطق محسوب می شود و « دهل دوسر» از سازهای مهم این نوع موسیقی . ساخت «دهل دوسر» دراین مناطق نیز صورت می گیرد و نحوه ساخت آن با آنچه در مورد بوشهر وقشم توضیح دادیم تفاوت چندانی ندارد . تنها تفاوت ایل است که برای ساختن « پیت» آنها از چوب « کنار» استفاده می کنند وبرای چرب کردن پوستهای دوطرف دهل ازروغن زیتون استفاده می کنند .
سیاهان برای موسیقی خود احترام خاصی قائل هستند . معتقدند درزمان اجرای موسیقی هیچ کلامی نباید گفته شود وهیچ حرفی نباید زده شود ، نباید شوخی کرد یا درمورد موسیقی آنها با استهزاء سخن گفت . مطربان سیاه حومه بندر مقام ، نوازنده های بی نظیر موسیقی مطربی جنوب هستند . که آنها را با هیچ نقطه ای درجنوب ایران نمی توان مقایسه کرد . فرهنگ موسیقایی این منطقه بواسطه محرومیتهایی که هنوز برجا مانده وبا گذشت سالیان رفع نشده است ، ازگزند هجوم موسیقی های امروزی درامان مانده است وهنوز شکل « بدوی» واصیل خود را حفظ کرده است .